احمد على سپهر ( مورخ الدوله )

472

ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )

از طرفى تمام بانوان و رجال كشور براى مزيد تقرب بدربار براى جلب توجه و لطف راسپوتين ساعى بودند و مخالفين براى قطع نفوذ و طرد راسپوتين او را بعناوين مختلف متهم ساخته و حتى رابطه او را با دربار بعلاقه جنسى و مسائل غيراخلاقى مرتبط ساختند تا هم موجب كسر حيثيت راسپوتين شوند و هم دربار را لكه‌دار سازند . اين اتهامات كم‌كم سبب بغض شديد مصادر امور نسبت براسپوتين و تنظيم توطئه بر عليه او گرديد . در حقيقت شكست راسپوتين بدانجهت شد كه تكريم و تجليل از او بمراتب بيش از ارزش وجودى و مقام روحانى او بود . 2 - احزاب مختلف روسيه - همه درصدد طغيان و انقلاب برآمدند كه مهمترين آنها بشرح زير بودند : نيهيليست‌ها - سوسيال رولوسيونرها - سوسياليست‌ها ( منشويك ) - بولشويك‌ها - حزب معتدل دموكرات ( طرفدار دوما ) . احزاب از سوءاداره داخلى و فساد دربار و مصائب دامنه‌دار جنگ خسته شده ميخواستند بوسيله انقلاب وضع تغيير كند و بدوران سيه‌روزى مردم پايان دهند . در اين ميان دو نظريه وجود داشت ؛ احزاب افراطى مثل سوسيال رولوسيونرها و منشويك ميخواستند انقلاب شديدى بوجود آيد كه يكسره تحولى پديد آيد و وضع تغيير كند . حزب دموكرات و سوسياليستها ميخواستند بوسيله انقلاب اقتدارات امپراطور را محدود سازند و كار را بدست دوما ( مجلس مقننه روسيه ) بدهند . اين دسته‌هاى دوم با متفقين همكارى نزديك مينمودند و متفقين انتظار داشتند با سلطه اين احزاب و پيشرفت انقلاب ثبات وضعى پديد آيد و بر مقاومت دولت روسيه افزوده شود و بتوانند با ادامه كمك و مساعدت خود وضع ارتش روسيه را در جبهه جنگ پايدار سازند . 3 - دولت آلمان بوسيله آلمانيهاى مقيم روسيه و مؤسسات اقتصادى و بانكى و تجارتى و دستگاه جاسوسى خود اغلب درباريان روسيه را بدام آورده و جمعى از رجال و مقامات را تحت نفوذ قرار داده و ساعى بود كه بوسيله انقلاب امپراطور را از اصرار بحفظ قول خود در مقابل متفقين منصرف ساخته و مجبور سازد كه مستقلا با آلمان در مقام صلح برآيد تا در جبهه روسيه جنگ پايان يابد . 4 - متفقين - انگلستان و فرانسه چون احساس كردند كه دولت روسيه و امپراطور متمايل به صلح گرديده‌اند درصدد برآمدند بوسيله انقلاب اختيارات امپراطور را محدود ساخته و حزب معتدلى حكومت را در دست بگيرد و بجنگ ادامه دهد تا دولت آلمان بتواند در جبهه غرب فارغ البال پيش رود . اين علل و عوامل زمينه پيدايش انقلاب را فراهم آورده و تحريك مينمود . در اين ضمن وقايعى صورت گرفت كه موجب شروع انقلاب گرديد كه مهمتر از همه مقدمات ذيل مىباشد : 1 - تغيير نيكلا نيكلايويچ - مخالفين نيكلا نيكلايويچ موفق شدند كه او را از پطرگراد بيرون كنند و با انتصاب نامبرده به سمت فرمانفرماى قفقاز نظم داخلى كشور گسيخته شد و جريان كارهاى دربار و دولت بر محور منظم و منطقى سارى نبود و ضعف نفس و عدم لياقت امپراطور و سوءاستفاده درباريان موجب اختلال وضع و ازدياد عدم رضايت مردم گرديد ؛ دزدى و رشاء در همه كارها جريان داشت و كسى نبود كه مانع اين بىنظمى گرديده يا به شكايات مردم برسد ، مواد غذائى و سيورسات به ميدان جنگ نميرسيد در ميان تمام طبقات يك فرسودگى و خستگى پيدا شده و همه در آرزو و انتظار تغيير و تحولى بودند . 2 - مرگ راسپوتين - توطئه‌كنندگان موفق شدند راسپوتين را بقتل برسانند و مرگ راسپوتين بزرگترين ضربه روحى براى خانواده امپراطور بود و بر فعاليت تمام طبقات از طرفداران و مخالفين جنگ افزوده گرديد و همه درصدد جنبش و نهضت و قيامى برآمدند . 3 - نفوذ نيهيليست‌ها و منشويك‌ها در ارتش . وفور گرسنگى سبب شده بود كه افراد ارتش هم حس وفادارى به امپراطور و نظام عمومى را فراموش كرده و آمادهء دلسوزى براى مردم و هم‌نوع خود شده بودند و پيوسته احزاب افراطى نفوذ خود را ميان سربازان توسعه داده آنها را براى طغيان و مخالفت آماده ميساختند . در ماه فوريه 1917 وضع خواربار شهر به جائى رسيده بود كه در شدت سرماى زمستان پطرگراد مردم از نيمه‌شب در صفوف مقابل نانوائى جا ميگرفتند تا روز بتوانند سهميهء خود را بدست آورند . همه مردم پطرگراد در اين گفتگو بودند كه چه واقعهء پيش ميآيد و كى بايد منتظر بروز حادثه بود . روز 21 فوريه 1917 سى هزار نفر از كارگران كارخانجات از گرسنگى و فقدان آذوقه و كمى مزد در كوچه‌هاى پطروگراد به راه افتادند و شعار آنها اين بود كه نان ميخواهيم . « نان ميخواهيم » در حقيقت شعار همهء مردم بود كه از زبان اعتصاب‌كنندگان شنيده ميشد . روز 22 فوريه كارگران ديگر و محافظين برق و آب شهر به آنها پيوستند بدين جهت شيرها آب نداشت و چراغها خاموش و برق تعطيل شد و شماره نمايش‌دهندگان به صد هزار نفر رسيد .